تبليغاتX
Management Students

Management Students
وبلاگ دانشجويان ورودي 88 رشته ي مديريت دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

هرگز داشته هايت را دست كم نگير!

[ 91/03/01 ] [ 21:22 ] [ سيدمحمدهادي شفيعي ]


يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ
مى‏خواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش كنند ولی خداوند نمى‏گذارد تا نور خود را كامل كند هر چند كافران را خوش نيايد/ التوبه ﴿۳۲﴾
 
 
 
ما ســامرا نرفته، گدای تو میشویم
ای مهربان امــام، فدای تو میشویم
هادی خلق!، کوری چشم گمرهان
پروانگانِ شــمع عـزای تو میشویم
 
 
 

هفته جهاني محکوميت توهين به مقدسات اديان توحيدي

[ 91/02/31 ] [ 23:28 ] [ سيدمحمدهادي شفيعي ]


یک مشت خاطره...

جوانه میزند هرشب از بالشی که...

سنگین شده از اشکهایم...


[ 91/02/31 ] [ 23:18 ] [ سيدمحمدهادي شفيعي ]

برای دیدن نقاشی جهنمی به ادامه ی مطلب برید

ادامه مطلب
[ 91/02/31 ] [ 23:14 ] [ سيدمحمدهادي شفيعي ]

اگر هیچ راهی و حرفی برای صحبت کردن وجود نداشت من باز هم صدایت را میشنوم

اگر هیچ اشکی وجود نداشت بازهم من تو را احساس میکنم و حتی اگه خورشید از تابیدن جلوگیری میکرد و تمام پایان ها به عشق منتهی می شد من تو را اینجا کنارم
دارم...

[ 91/02/31 ] [ 23:11 ] [ سروش رمضاني ]
خدا: بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.
بنده: خدايا !خسته ام!نمي توانم.
خدا: بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدايا !خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم.
خدا: بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان
بنده: خدايا سه رکعت زياد است
خدا: بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدايا !امروز خيلي خسته ام!آيا راه ديگري ندارد؟
خدا: بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله
بنده: خدايا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد!
خدا: بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله
بنده: خدايا هوا سرد است!نمي توانم دستانم را از زير پتو در بياورم
خدا: بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي کنيم

بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد
خدا:ملائکه ي من! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح نمانده، او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده ملائکه: خداوندا! دوباره او را بيدار کرديم ،اما باز خوابيد
خدا: ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بيدار نمي شود!خدا: اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده ي من بيدار شو نماز صبحت قضا مي شود خورشيد از مشرق سر بر مي آورد
ملائکه:خداوندا نمي خواهي با او قهر کني؟ خدا: او جز من کسي را ندارد...شايد توبه کرد...
 

بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.
[ 91/02/29 ] [ 11:36 ] [ سيدمحمدهادي شفيعي ]

آن قدر که از دیروز میترسم

هراس از فردا ندارم

فردا شاید بیایی ...

اما ...

دیروز رفتی ...

[ 91/02/28 ] [ 23:19 ] [ سيدمحمدهادي شفيعي ]

Two things are very difficult to achieve!!!

1. To plant your ideas in someone else's head.
2. To put someone else's money in your own pocket.

The one who succeeds in the first one is called a TEACHER.
And the second is called a BUSINESSMAN.

The one who succeeds in both is called a WIFE.

The one who fails in both is called a HUSBAND!!!

[ 91/02/27 ] [ 11:30 ] [ سيدمحمدهادي شفيعي ]

[ 91/02/27 ] [ 11:27 ] [ سيدمحمدهادي شفيعي ]




[ 91/02/26 ] [ 9:18 ] [ سيدمحمدهادي شفيعي ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب